|
گاهی...... گاهي خستگي هاي زندگي مجال عاشقي رو نميده گاهي دل زخم خوردن اجازه دلدادگي رو نميده گاهي شکست سخت قدرتي براي ايستادن نميده گاهي چشماني منتظر مجال دوري اشک رو نميده گاهي حرف هاي من مرهم دلم رو به من نميده گاهي خنده شادي رو به من نميده گاهي گريه کردن آرومي رو به من نميده گاهي صبر جواب نيازم رو نميده گاهي سکوت جواب بعضي ها رو نميده گاهي دلم اجازه ي دوريتو نميده
دوستتون دارم .........تا بعد........
+ زخمی شده در چهارشنبه ششم آبان 1388 1:27 به تیغ سر به زیر |
يـادتان اينجا بماند يادگار
شهر تاریک وخلوت آسمان تاریک وگرفته مثل من بغض گلویش را پر کرده دیگر نه حسی برای نوشتن ونه حسی برای خواندن دارم زندگی سخت مرا درگیر خود کرده میرم جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست می دانم چنین جایی نیست هیچ چیز نیست آبی نیست دریایی نیست پر از خالی ست همه جا ....
می رسد روزی که فریاد وفاراسر کنی می رسد روزی که احساس منو باور کنی می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود خاطرات رفته ام مو به مو ازبر کنی می رسد روز یکه تنها ماند از من یادگار نامه های کهنه ای را که با اشک تر کنی می رسد روزی که در صحرای خشک بی کسی بوته های وحشی گل را ازغم پرپرکنی می رسد روزی که صبرت سرشوددرپای من ان زمان احساس امروز منو باور کنی ...
راستی بچه ها ...کارنامه ام رو گرفتم....نمره هام خوب بوده...معدلم تقریبا نزدیکای ۱۸ بوده.......... ممنونم از دعای شما عزیزان........ خیلی ممنونم......
+ زخمی شده در شنبه دهم مرداد 1388 20:11 به تیغ سر به زیر |
سلام به همه دوستان عزیزم.....امیدوارم حال همگی خوب باشه............ شرمنده که خیلی طول کشید....... معذرت فراوان... آخه فصل امتحاناتمه دیگه...... این شنبه هم امتحان تخصصی دارم واسم دعا کنید...محتاج دعا..... این آهنگ رو محمد علیزاده میخونه.......قشنگه..... نمیدونم چه جوری بزارم تو وبلاگم از توی هاردم....اگه میشه کمک کنید بگید چه جوری بزارم..... جزء تو کی میتونه عزیز من باشه / کی میتونه تو قلب من جا شه مگه میشه مثل تو پیدا شه / همه چیزم ، آی عزیزم...... جزء من کی واسه دیدن تو مریضه / اسم تو رو قلبش مینویسه گونه هاش از ندیدنت خیسه / همه چیزم ، آی عزیزم تو نباشی بی قرارم / بد میبینم / بد میارم / بی من حس ندارم..... سر به زیرم / گوشه گیرم / کاش بمیرم / بی تو من .... / همه چیزم ، آی عزیزم واسه ما دوتا / کی بهتر از ما / از همین امروز تا آخر دنیا........ نظر یادتون نره دوستانم........ + زخمی شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 9:6 به تیغ سر به زیر |
رازقی پرپر شد ... باغ در چله نشست ... تو به خاک افتادی .... کمر عشق شکست.
خدایا کفر نمیگویم،
+ زخمی شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 8:15 به تیغ سر به زیر |
می دونست ، ولی رفت .... تا تونست منو سوزندو خودشو تو دل نشوندو عشق از چشام نخوند و رفت وپش من نموندو می دونست تنهایی درده رفت و دیگه بر نگرده ولی از چشام نخوندو دل منو دیونه کرده می دونست دلم اسیره ولی رفت می دونست گریم میگیره ولی رفت می دونست تنهایی سخته می دونست می تونست باهام بمونه نتونست می دونست دلم شکسته ولی رفت غم اون تو دل نشسته ولی رفت می دونست تنهایی سخته می دونست می تونست باهام بمونه نتونست می تونست منو بدونه از خودش پس بگو دوست دارم ها چی شده می تونست بازم کنارم بمونه بدونه بی اون میمیره بدونه سوگند به سیاهی چشمهایت و به ریزش همیشگی اشکهایم، که من به خیال با تو بودن نیز قانعم، خیالت را از من مگیر که خیالت مهربان ترن تصویر جهان است...... من زیر بارون باچشمات یه آرزو ساخته بودم واسه دوباره دیدنت زندگی مو باختم، یا آرزومو پس بده یا با دوباره دیدنت به زندگیم نفس بده...... گریه کردم اشک بر دلم مرحم نشد، ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد، در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی: گلی مثل تو پیدایم نشد.......... + زخمی شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387 7:3 به تیغ سر به زیر |
خواستم برايت هديه اي بفرستم گل گفت من را بفرست گفتم او انقدر زيباست و خوشبو که نيازي به تو ندارد خار هم گفت من رابفرست تا در چشم دشمنانش بنشينم گفتم اوانقدر مهربان است که دشمني ندارد چقدر مشتاق امدنت بودم (شايد بيايي) پشت كدامين لحظه بن بست جا ماندي تا ببيني دختري اينجا مي خواست در تنهايي خويش آسمانش را باتو قسمت كند؟؟؟؟ وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود كه حتي تجسم آسمان كوچك من در آن گم شد.... هيچ كس ندانست در بي پناهي شبهاي بي ستاره ام چقدر لبان و قلبم پر از ستاره و دوستت دارم بود..... و من چقدر بر حقيقي بودنش برخود ميباليدم.... اما.............. شايد كه ديگر مهم نيست كه از تو گلايه كنم...... ديگر از خدايم هم نخواهم پرسيد كه چرا سهم من از اين همه سكوت و گذشت و عشقي بي آلايش چيزي جز سركوب غرور سنگسار احساس و منطقهاي بي دليل نبود؟؟؟....... من ميروم تا در پس ستارگان خاموش خويش گم شوم بي آنكه تو را در آسمان كوچكم گم كنم....... و ديگر هرگز از تو نخواهم پرسيد كه چــــــــــــرا وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود كه حتي تجسم آسمان كوچك من در آن گم شد؟؟... ديگر هرگز نخواهم پرسيد چــــــــرا.................. چــــــرا.................. چــــرا.................. + زخمی شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387 0:48 به تیغ سر به زیر |
چقدر دلم يك سنگ صبور مي خواهد ...كه حرفهايم را بي طرفانه گوش كند...كه نصيحتم نكند...كه دركم كند...كه بفهمدم...كه شبيه به خودم فكر كند...كه نگويد زيادي احساساتي ام...كه نگويد حق ندارم گريه كنم حتي وقتي به شدت دلم گرفته و حالم بد است... چقدر بهش نياز دارم... حيف...!!! خدایا خیلی دلم براش تنگ شده......... بچه ها دعام کنین...... تازه موقع امتحانام هم هست... خیلی کلافه ام.....خسته ام...از فكر كردن...از معلق بودن... دلم يك بغل بهانه ي بي دليل مي خواهد براي خنديدن...كه بخندم از ته دل....خنديدن كه نه...لبخند! كه لحظه اي حواسم پرت شود ... يا حواسم بيايد سر جايش كه "كسي كه خدا را دارد نبايد غمگين باشد...خداوند اقيانوس بزرگ عطوفت است...كه اگر غرق كني خودت را در اين اقيانوس خوشبختي...ديگر جاي نگراني نيست...بسپار خودت را دست خودش..." ولی من هنوزم امید دارم........ عزیزم خیلی دلم هواتو کرده....... بد جوری دلم بیقراری میکنه...... نمیدونم چیکار کنم..... آخه خیلی وقته که ندیدمت.... عزیزم خیلی دوست دارم خیلی .......... خدایااااااااااااااااااااااا خیلی دلم براش تنگ شده.......کمکم کن...... صداشو بشنو داره صدات ميكنه دلمو ميگم خيلى تنهاست تنها تو را ميخواد......... خسته شدم بس که چشام بارونیه..... + زخمی شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387 9:13 به تیغ سر به زیر |
گرچه هنوز آینه تنهاست یا حسین در امتداد حنجر آیینه پرورت صدها هزار آینه اینجاست یا حسین هرگز غروب سرخ تو باور نمی شود وقتی که چشمهای تو با ماست یاحسین ماییم و شب که سیلی تاریخ می خوریم بی حنجرت ببین!شب یلداست یا حسین هر سو شکسته آینه ای آه تا به کی پیشانی سپیده شکیباست یا حسین تا کی به گریه های چنین اکتفا کنیم دریاست چشم و تشنه دریاست یا حسین این رد پای سرخ تو بر کوچه هایمان یک یا حسین فاصله ماست یا حسین! محرم را دوست دارم...صداي سنج...طبل...صداي پاي دسته... "رسالت امام حسين(عليه السلام)اينقدر بزرگ بوده كه عطش در برابرش ناچيز است..." "محرم و غزه..." چقدر بهانه ها براي گريستن بزرگ اند... چقدر دلم گرفته... از همه چيز... از اين دنيا... از آدمهايش... فقط يك چيز را دوست دارم... همين جا!!!!!اينجا را خيلي دوست دارم... همین! مي گريزم امشب از واماندگان فرصتي تا عشق آيا مانده است؟ + زخمی شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387 8:53 به تیغ سر به زیر |
اگه یه نفرو دوست داری فقط بگو به اندازه ی بی وفایی های دنیا دوست دارم اگه اینو بگی حتما باور میکنه که دوسش داری آخه بی وفای های دنیا تمومی نداره
+ زخمی شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 18:5 به تیغ سر به زیر |
پشت این ثانیه فردایی نیست
پیش از آن نیز جز خاطره ای شاید تلخ. شاید شاد حضوری سرشار و بزرگی میگفت: در ره عشق زمان پر معناست من به این آیه ی پر عاطفه ایمان دارم .............................. سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه غم دور از تو بودن.یه بی بال و پرم کرد نرفت از یاد من.عشق سفر عاشق ترم کرد هنوز پیش مرگتم من.بمیرم تا نمیری خوشم با خاطراطم اینو از من نگیرید + زخمی شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 17:58 به تیغ سر به زیر |
گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم . گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم . گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند. گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم .
+ زخمی شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 17:53 به تیغ سر به زیر |
عشق من...... چی می شه یک بار نگاه کني تو چشمام آخه چشمام میتونن بهت بگن که من از تو،جز تو چیزی نمی خوام چی می شد اگه می شد یه روزی عاشقم بشی به خدا من میمیرم اگه تو مال من نشی !! ..... دوستت دارم.......
+ زخمی شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 17:44 به تیغ سر به زیر |
ببین من عاشق را .... ببین که چگونه عاشقانه در پی تو هستم.... ببین که چگونه شب و روز به یاد تو هستم و تنها آرزویم رسیدن به تو است.... لحظه ای به من نظری بینداز .... ببین که تنهاتر از من هیچ تنهایی نیست ، مرا باور کن ، تنها تویی در قلب تنهایم! این قلب تنها ، لحظه به لحظه به یاد تو هست... ببین مرا که از همه عاشقترم ، عاشق تو و آن قلب مهربانت .... از همه دیوانه تر منم ، این منم که دلم میخواهد و آرزو دارم تو برای من باشی ! دلم میخواهد تا ابد برای من باشی و تنها عشق جاودانه ام باشی ....
+ زخمی شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 0:49 به تیغ سر به زیر |
قلب شکسته و دلتنگم و باز در یک سکوت تلخ و یک عالمه دلتنگی اسیرم.... باز دلم از دنیا و از این زندگی گرفته است.... سهم من در این لحظات تلخ دو چشم خیس است و یک قلب شکسته.... قلبی شکسته که دیگر هیچ امیدی به زندگی دوباره ندارد! احساس تنهایی میکنم ؛ احساس میکنم تنهایی دوباره جای خالی عشق را با حضور سردش پر کرده است..... تمام نگاهم به قاب عکست است تو را میبینم و حسرت آن روزهای شیرین با هم بودنمان را میخورم و دوباره چشمهایم مثل همیشه بهانه تو را میگیرند! چه یادگاریهای تلخی را از عشقمان برجا گذاشتی ..... دو چشم خیس ؛ یک قلب شکسته و نا امید ؛ چند خاطره تلخ ؛ یادگاری از عشق تو بود ای بی وفا! دلم خیلی گرفته؛ اینبار دیگر کسی نیست که دلم را با حرفهایش آرام کند؛ با من درد دل کند و به من امید و دلگرمی بدهد ؛ دیگر کسی نیست که با دستان مهربانش اشکهای مرا از گونه هایم پاک کند و هم پایم گریه کند ..... تنها خودم هستم ؛ دل پر از دردم است و یک بغض کهنه در گلویم.... هوای دلم ابری است و دلگرفته ؛ کاش دلم بارانی میشد تا از این حال و هوای تلخ بیرون بیایم.... کجایی ای یار بی وفایم ؟ کجایی که زندگی بدون تو یک کابوس است! دلم بدجور هوایت را کرده است ؛ چرا رفتی؟ رفتی و دلم را با خود نبردی .... رفتی اما بدان که اینجا تنهاتر از من دیگر هیچ تنهایی نیست ؛ رفتی اما بدان که دیگر در این دنیاهیچکس مثل من دیوانه وار تو را دوست نخواهد داشت..... هنوز هم چشمهایم از دوری تو بارانی است ؛ و هنوز هم تو با همه بی وفایی ها و سنگ دلی هایت برای من مقدس و عزیزی... تو لیاقت این قلب شکسته مرا داری و خواهی داشت.... و باز در یک سکوت تلخ و یک عالمه درد نگفته در دلم اسیرم! کاش بودی و با من درد دل میکردی ؛ کاش بودی و مثل گذشته به من امید میدادی.... مرا با ان صدای مهربانت آرام میکردی ؛ مرا با آن کلام رویاییت درمان میکردی.... همان کلامی که گویا مدتی است فراموش کرده ای و دیگر بر زبان نمی آوری.... اما من هنوز هم به تو میگویم آن کلام مقدس را .....! دوستت دارم عزیزم... زندگی بدون تو همین است .... دلتنگی ؛ غم ؛ غصه ؛ گریه ! زندگی بدون تو همین است .... یک دل ابری و گرفته و یک عالمه درد در دل! همانی قلبی که با حضورت یک خانه سرخ و پر از صفا و صمیمیت شده بود اینک یک ویرانه شده ؛ که در آن ویرانه یک پنجره شکسته و بسته رو به خوشبختی یک قاب شکسته از عکس تو و یک دنیا دلتنگی است...... دلم بدجور گرفته است ؛ دلی که دیگر حتی با بهانه های چشمانم نیز آرام نمی شود! چشمانم از من شاکی اند ؛ قلبم مرا نفرین میکند و دستانم تشنه گرفتن دستان مهربان تو اند! + زخمی شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 0:22 به تیغ سر به زیر |
عشق با لبخند شروع میشه..... آدما با دیدن یه لبخند عاشق میشن..... ولی مرگ یه پایانه و با اشک پایان میگیره....... چند وقته دیگه لبخند رو هم نمیشناسم...... ولی چشمها یک لحظه هم از اشک خشک نمیشه....... شاید منم..... آره شاید منم میخوام پایان بگیرم...... همیشه منتظر اون لحظه هستم و میمونم تا با اشک پایان بگیرم..... + زخمی شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 0:15 به تیغ سر به زیر |
آن شب که همه مستان به پمانه رسیدند لیلای من کجا بودی کجا بودی آن روز که من غرق به رویای تو بودم محبوب من کجا بودی کجا بودی چه دیدی تو از من دل بریدی سخن نازکتر از گل از من شنیدی آخر به کدام منطق این شوریده دل را در حسرت عشق خود به چهار چوب کشیدی گوید که فرهاد در کوه از عشق جان به در برد مجنون به لیلی نرسیدوبه تنهای به سر برد من همچون فرهاد همچون مجنونم عشق تو سوزاندم و خاکستر م را باد برد نمیدونم کی هستم چی هستم هرچی هستم میدونم این دل ،قلم داده به دستم واژها رادونه دونه کنار هم میچینه سخن که از دل بیاد لاجرم به دل می شینه کلمه ها یکی یکی با هم یه جمله می شند اما جالب اینجاست که تکراری نمی شند قلم به دست من هست ولی دل همه کاراست وقتی دل چیزی می خواد آدم دیکه چیکارست این دل آدمهاست که اونها را می کشونه به سرزمین خوبی کجاست خودش میدونه + زخمی شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 22:34 به تیغ سر به زیر |
عشق من مثل پازله دونه دونه می چینمش وقتی به چشماش میرسم فکر میکنم میبینمش بی خبرم من از دلش چوب چهراش توی پازله دلش شاید اینجا نیست کارهای من بی حاصله هرچی که فکر میکنم جا تکه بعدی کجاست چیزی به ذهنم نمی یاد انگاری از پازل جداست فکر میکنم که عشق من با کس دیگه همراهه آخر قصه منم مثل همیشه سیاهه پازل وبر هم میزنم یواش یواش و بی صدا شاید این قسمت منه همیشه باشم من جدا درسته این شعر من تمومش رنگ ماتمه تقصیر من نیست اونکه باعث این همه غمه ********* تنگ بلور قلبم بازم شده بی ماهی آخه ای گل شبنم چقدر تو رو سیاهی می خوام شکایت کنم ولی نای نمونده می خوام بیام دنبالت ولی پای نمونده تو خیلی بی وفایی در عین بی صدایی گفتی که داری میری رسید فصل جدایی خودت گفتی هیچ تنگی بی ماهی نمیمونه من ماهی تو میشم .من وکردی دیوونه همه حرفات دروغ بود تو این تنگ را شکستی دروغ بود هرچی گفتی به من تو دل نبستی این تنگ قلب خستم دیگه کویر لوته همه به من می خندند.میگند که .یارو. شوته مقصرش تو هستی توی که بت پرستی میون این همه عهد .عهد عشق و شکستی ********* چیزی به ذهنم نمیاد آخر چرا عاشق شدم من در غمار عشق تو : باختم: از زندگی سا قط شدم آئین مو دادم به باد در یک نگاه با دیدن چشم سیات یک دفعه من کافر شدم آخر چرا عاشق شدم آخر چرا عاشق شدم هرچی میگم مال منی ساز مخالف میزنی آخر چرا باعشق من هم غریب و هم دشمنی عشق تو خوابی بیش نبود من را فراموش کردی زود دلیل بی وفابودنت نفهمیدم آخر چه بود آخر چرا عاشق شدم آخر چرا عاشق شدم ********* + زخمی شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 1:25 به تیغ سر به زیر |
از مرگم هیچ نمیترسم
خدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون .. می سپارمش بهت میرم تمام تار و پودمو یه وقت نیام برنجونیش کسل کنی وجودمو خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو بهش بگه دوستش دارم خیلی بده زمان ما خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون فردا قراره منو وتو از هم دیگه جدا بشیم فردا قراره همدم گریه بی صدا بشیم تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه می زنم آی آدما نگاه کنید غریب شهرتون منم یادش بخیر من و تو یه قلب پاک و بی غرور حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور من تو رو عاشق می کنم هر طور شده حتی به زور کی می خواد فردا تو رو از من بگیره کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره نباید فردا را از دنیا بگیریم ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم ما باید قدر این روزها را بدونیم وای اگر فردا بیاد تنها می مونیم خدا شاید این عشقی که من میگم تو نشناسی نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوستش دارم راستی یادم نره بهت بگم عزیز ترین کسم اونه بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد وقتی که حرصش میگیره میگه که از من بدش میاد اما وقتی که آروم میشه می بینه من بغضم میاد همین دیونه بازیاش از اول چشممو گرفت حالا که دیگه مجبوریم از هم دیگه وداع کنیم بیا به یاد اون روزا هم دیگه را دعا کنیم یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نزاشت جدا بشیم ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشیم با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده کی می خواد فردا تو رو از من بگیره کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره عزیزم یادت نره دنیا دو روزه نمی خوام فردا دلت واسم بسوزه ای خدا حتی اگه دوستم نداره تو می تونی نزاری تنهام بزاره ....
+ زخمی شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 0:11 به تیغ سر به زیر |
"به نام رب عشق" بازم مثل همیشه سوال هام بی جوابه فکر میکنم تو رویام زندگی ام یه خوابه چرا ماهی تو آبه چرا شبا سیاهه چرا به دست عاشق همیشه اشک و آهه چرا شربت عشق و هر کی نوشیده تلخه گذرگاه عاشقی یه گذر گاه سخته تو از دور می درخشی مثال ماهی انگار وقتی که نزدیک میای سیاهی نکن تو انکار از اون دور چشمک زدی برق نگات کورم کرد من و واسه همیشه نیست و نابودم کرد تو که تنها نبودی سرت خیلی شلوغ بود قصه عشق من یکی بود یکی نبود بود آخر این قصه باز کلاغ نرسد به خونش کبوتر قلب من تنها موند تو آشیونش ********* عصر غیبت عصر انتظاره کسی درکش میکنه که واقعا بیقراره روزهای جمعه هر هفته دلا میشه خدایی همه میگند خدایاکی تموم میشه جدایی کی میاد اونیکه پشت پرده ء غیبته کی میاد اونیکه شهره عشق و غیرته کی میاد اون آقا که چشم براشن همون که خیلی ها در آرزوی یک نگاشن کسی که اگه بیاد دنیا را عاشق میکنه وقتی اومد دنیا را غرق بوی یاس و شقایق میکنه تنها راه ما برای دیدنش فقط دعای فرجه عشق اون همیشه تو قلب ما مندرجه ********* از ته دل می نویسم دونه دونه خط به خط میدونم نوشته هام تمومش هست بی غلط می نویسم از عشقم باز اونیکه بود برام یه راز همیشه بهش می گفتم بیا وبا دلم بساز همون که بی خبر گذاشت من ورفت جای دیگه رفت و غرق شد تو رویا هاش رفت تو یه رویای دیگه هرگز با دلم نساخت روی قلبم یه خط کشید عشقم و خورد کرد زیر پاش از ته دل نفس کشید الهی که نبینمش تا به ابد تا همیشه همیشه تنها بمونه جدایی قسمتش باشه حرفی دیگه من ندارم همین دعا ها بسشه قلم من هم شد بیرنگ انگار دیگه آخرشه ********* + زخمی شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 9:57 به تیغ سر به زیر |
زمان كه دوستمان مي داشتند ، دوستشان نداشتيم. آن زمان كه قدرمان را مي دانستند ، قدرشان را ندانستيم و آن زمان كه ما را گرامي مي داشتند ، گراميشان نداشتيم . و حال كه به قدر وارزششان پي برديم آنها هستند كه ما را ترك خواهند گفت . زيرا كاسه صبر هر چه قدر هم كه بزرگ باشد سرانجام روزي لبريز خواهد شد اُرد بزرگ : بدان همواره آنکه براي رسيدن به تو از همه چيزش مي گذرد روزي تنهايت خواهد گذاشت، اين هنجار دردناک زندگي است.... گذشته دروغي بيش نيست و خاطره بازگشتي ندارد هر بهاري که مي گذرد ديگر بر نميگردد و حتي عميق ترين و ديوانه کننده ترين عشقها نيز حقيقتي ناپايدار است.... مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت کاش هیچ کس تنها نبود کاش دیدنت رویا نبود گفته بودی می مانم... اما رفتی ...... و گفتی: اینجا جا نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی گویا بالی نبود! یک نفر امد صدایم کردو رفت با صدایش اشنایم کردورفت پشت پرچین شقایق که رسید ناگهان تنها رهایم کرد و رفت...... + زخمی شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 9:52 به تیغ سر به زیر |
چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي... و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!؟ براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشکست و قيمت اشک عشق... افلاطون مي گه: " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه ….. آنكس كه ميگفت دوستم دارد، عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد ، رهگذري بود كه روي برگهاي خشك پائيزي راه ميرفت ، صداي خش خش برگها همان آوازي بودكه من گمان ميكردم ميگويد : دوستت دارم.... هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيرد ولي قلب تورالمس كند ..... بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد.. روزی گلدانی از دستم افتاد و شکست . مادر گفت وای ، برادر گفت مال من بود ، خواهر گفت مگه کوری ، اما روزی که دلم شکست کسی حرفی نزد ............. وقتي تو رو ديدم کارگردان قلبم گفت: نور....صدا.... حرکت.... . . . . . . . . . و من براي به دست آوردنت چه نقشها که بازي نکردم ..... + زخمی شده در شنبه چهارم خرداد 1387 0:43 به تیغ سر به زیر |
چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم بیا ای دوست بامن باش که من تنها تریین تنهای این شهرم ********************************** از پرده برون آی دلم غرق تماشاست تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست ************************************************* بشنو همسفر من با هم رهسپار راه دردیم با هم لحظه ها را گریه کردیم ما در صدای بی صدای گریه بودیم ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم شاید در این راه اگر با هم بمانیم وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم *********************************** شرار عشق توام آنچنان گرفت به جان که نیمه راه بیابان شوق واماندم واماندم.......
+ زخمی شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 21:13 به تیغ سر به زیر |
امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم بدرقه لازم ندارم میرم عزیز ترین نذار بمونه زیر پا قلبمو بردار از زمین دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود.... دوستت دارم..... *************************** صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو.... ***************************** به یـــاد آن روز کـــه در صفحــه ی شطـــرنج دلـــت شـاه عشـــق بودمــو با کـــیش رخت مـــات شــدم . . . + زخمی شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 10:9 به تیغ سر به زیر |
زیبایی دنیا را تنها آن لحظه که به چشمان تو نگریستم دریافتم و از آن پس هیچ لحظه ای از عمرم بدون اندیشه تو سپری نشد اگر عمر من تنها یه شب باشد آرزو دارم همان شب را با تو بگذرانم چرا که محبوب من این دنیا زمانی زیباست که در کنار تو باشم..... ******************************************************* عشق امانت با ارزشی ست که هر کسی آن را در قلبش نگه می دارد برای همین است که هر وقت بخواهی عشقت را از کسی پس بگیری باید قلبش را بشکنی......... ************************************************ خدایا به او بگو باز هم مثل همیشه منتظرت هستم پس تو کی خواهی آمد....... + زخمی شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 11:20 به تیغ سر به زیر |
زندگی با تو زیباست نمی دانی تو دل من غرق تمناست نمی دانی تو شوق دیدار تو در باغ دلم می شکند دیده ام منتظر توست نمی دانی تو ************************* وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت ******************************************** ما گذشتیم و گذشت آنچه تو باما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران... + زخمی شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 10:29 به تیغ سر به زیر |
هیچ فکر نمی کردم به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم دیگر کسی به سراغم نخواهد آمد قلبم شتابان میزند.... شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام و من تنهایی خود را در آغوش میکشم... تنها ماندم......... + زخمی شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 11:16 به تیغ سر به زیر |
|